فارغ التحصیلی مامان موژان

گل پسر قندعسل که دیگه آقا شدی حرفای بزرگونه میزنی برای خودت اعتقادات و افکار خودت رو داری خلاصه که نمی دونم چطوریکه خیلی خیلی زود داری بزرگو بزرگ تر میشی و منم فقط می تونم یک کوچولو از خاطرات قشنگت رو برات به یادگار نگه دارم.
این چند وقت خیلی خیلی همه چیز توی هم قاطی شده بود و منم وقتم خیلی کم بود برای اینجا نوشتن پریروز آخرین امتحان ارشدم رو دادم و با دوستانم جشنی گرفتیم برای پایان این دوره شیرین با همه سختی ها بی خوابی ها با شما درس خوندن ها همش بالاخره تموم شدو فقط خاطره شدن. امیدوارمکه همیشه موفق باشی و تو همه کارات .
شما روز 22 دی ماه 1394 به جشن دانشکده علوم اطلاعات و دانش شناسب دانشگاه تهران گروه ارشد علم سنجی دعوت شدین و اون روز با بابا یاسر مامی و باباشی مهمون ویژه مامان موژان بودین ما کلی عکس انداختیم و کیک خوردیم و کلی هم شیطنت کردین و در پایان هم شام رفتیم بیرون از اون روز به یادگار چند عکس مانده :


اینم رستوران که پاپا نوئل داشت
راستی دقیقا وسط امتحانات من بود که به خاطر اینکه شما کلی دوست داشتی و بابا یاسر هم استراحت کاریش بود با مامی باباشی و خاله ملی اینا رفتیم شمال
ویلای یکی از دوستان که قبلا هم رفته بودیم و اونجا رو کلی دوس داری بهش مب گی خونه چوبیه کلی اونجا بهت خوش گذشت هر روز صبح رفتی جنگل بلوط و خیلی دریا رفتی و خلاصه که کلی بهت خوش گذشت





فارغ التحصیلی مامان موژان 
